تبلیغات
درد و دل
 
درد و دل

بـرای متعـهد بــــودن

لازم نیــست یه حلــقه فـلزی دور انگــشتت بــاشه

مــــــــهم اینــه کـه یه حلــقه از جنـس عشـــق دور قلبــت بــاشه




سلام دوستانه گلم که به وبلاگم سر میزنین

من فقط درد و دلامو اینجا مینوسم

و متن هایی که با حالو روزم یکی باشه

دوست دارم درد و دلایه شما رو هم

بشنوم

پس نظر یادتون نره

ممنونم از همگی 






نوع مطلب :
برچسب ها : حلقه، حلقه ازدواج، ازدواج، متعهد، عشق، قلبت، درد و دل، درد دل،



به سلامتی ایرانسل که بهمون یاد داد

قبول کردن بعضی از پیشنهاد ها

فقط از اعتبارمون کم میکنه









نوع مطلب :
برچسب ها :
چهارشنبه 15 شهریور 1391 :: نویسنده : دختر غــــــــــــــــــــــــــریب
ازت دلخورم

بدجور دل خورم

فکر نکنم دیگه چیزی مثل سابق بشه

اخلاقت تغییر کرده

دیگه اون عشق من نیستی

نمیدونم چرا همچین حس بدی دارم

ولی دیگه نه تو بهم اعتماد داری نه من

و این اصلا خوب نیست

دیگه دوست دارمات مثل سابق نیست

یه چیزی کم داره

خیلی خیلی سرده

اونوقتا وقتی اسممو صدا میکردی

و میگفتی دوست دارم

دلم هری میریخت

دوست داشتم محکم بغلت کنم و ببوسمت

نمیدونم چرا اینجوری شدیم

شاید بخاطر این که بعد از مدتها دوباره با همیم

بعد از گذشته تنهایی ها دوباره پیش همیم

بعد از گذشت روزای سخت و عذاب اور دوباره کناره همیم

شاید بازم من مثل سابق باز زود قضاوت میکنم

شاید به این زودی ازت توقع های بزرگ دارم

نمیدونم دارم با این فکرا دیوونه میشم

خدا بهم صبر بده

چون خیلی سخته




نوع مطلب : درد و دل، 
برچسب ها :
چهارشنبه 15 شهریور 1391 :: نویسنده : دختر غــــــــــــــــــــــــــریب
امروز یه چیزی 
دیدم 
که ای کاش نمیدیدم
برای خودم متاسفم





نوع مطلب :
برچسب ها :

سلااااااااااااااااااام

بعد از چند وقت اومدم به اینجا سر بزنم

تو این چند وقت خیلی اتفاقا افتاد

خیلی خیلی اتفاقات بد

که اصلا دوست ندارم به یاد بیارم

پس ترجیح میدم چیزی ننویسم

فقط این که رابطمون دیگه مثل سابق نیست

خیلی خیلی سر شده

شاید ماهی یه بار به هم اس بدیم

یا دو ماه یه بار چت کنیم

که اونم یا کار داره زود میره

یا شارژش تموم میشه

دیگه نمیدونم باید چیکار کنم





نوع مطلب :
برچسب ها :

سلااااااااااااااااام

خوبین خوشین سلامتین

امروز اومدم به خاطره هام سر بزنم

و چهار شنبه سوری رو به همگی تبریک بگم

و امیدوارم همیشه شاد و خوش باشین

امروز از صبح دلم شور شو میزنه

نکنه بره بیرون نکنه اتفاقی براش بیوفته

نکنه

نکنه

نکنه

اصلا خوب نیستم





نوع مطلب :
برچسب ها :
چهارشنبه 17 اسفند 1390 :: نویسنده : دختر غــــــــــــــــــــــــــریب

یک روز می بوسمت

 آن روز که باران می بارد ،

یک روز که چترمان دو نفره شده ،

یک روز که همه جا حسابی خیس است

یک روز که گونه هایت از سرما سرخ سرخ ،

آرام تر از هر چه تصورش را کنی ،

آهسته ، می بوسمت ...  

هر چه پیش آید خوش آید !

حوصله ی حساب و کتاب کردن هم ندارم !

دلم ترسیده ،

که مبادا از فردا دیگر « عشق من » نباشی .

آخر ، عشق سه حرفی کلاس اول من ،

حالا آن قدر دوست داشتنی شده

که برای خیلی ها سه حرف که سهل است ،

هزار هزار حرف

به قول شاعر :

عشق کلاس اول ،

تنها سه حرف است ،

اما کلاس آخر ،

عشق هزار حرف است ... .

یک روز می بوسمت

فوقش خدا مرا می برد جهنم !

این شعر برام خیلی اشناست

فوقش می شوم ابلیس !

آن وقت تو هم به خاطر این که

یک « ابلیس » تو را بوسیده ،

جهنمی می شوی !

جهنم که آمدی ،

من آن جا پیدایت می کنم

و از لج خدا هر روز می بوسمت !

وای خدا !

چه صفایی پیدا می کند جهنم ... !

یک روز می بوسمت !

می خندم و می بوسمت !

گریه می کنم و می بوسمت !

یک روز می آید که از آن روز به بعد ،

من هر روز می بوسمت !

لبهایم را می گذارم روی گونه هایت ،

و بعد هر چه بادا باد : می بوسمت

تو احتمالا سرخ می شوی ،

و من هم که پیش تو همیشه سرخم





نوع مطلب :
برچسب ها : جهنم، خدا، سرخم، گونه، میبوسمت، گریه، لبخند، ابلیس، فوقش، شعر، آشناست، عشق، هزار، شاعر، به قول، سهل، دوست داشتنی، عشق من، دلم ترسید، حساب، کتاب، آرامتر، هر چه پیش آید، خوش آید، چترمان، بارون، باران، درد، دل، درددل، درد دل، دردو دل،

امروز روز تولدمه

ولی نمیدونم چرا خوشحال نیستم

دلتنگم

دلتنگ کسی که تمام وجودم به سویش پر میزنه

دلتنگ کسی که عاشقانه دوسش دارم

واقعا دوسش دارم

باور کنید نمیدونم چرا یه بغض بزرگ دارم

گلوم تیر میکشه درد میکنه میخواد بغضم بشکنه

ولی نمیتونم نمی خوام دوست ندارم گریه کنم

دوست ندارم کسی اشکامو ببینه

خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااایا

چرا

برایه چی ........................

چرا نباید الان که روز تولدمه پیشم باشه

چرا نباید به یادم باشه

چرا

چر

چرا

دیشب داشتم مثل امشب از دوریش دیوونه میشدم

وقتی که رفتم بیرون چیزی بخرم بهش زنگ زدم

وقتی صداشو شنیدم آروم شدم

انگار آبی رو رویه آتیش ریخته باشند

وقتی صداشو خندیدنشو میشنیدم بهم آرامش میداد

همش حرفایه خنده دار میزدم که یه کمی بخنده

صدایه خنده هاشو بشنوم

نمیدونیین چقدر قشنگ میخنده آدم لذت میبره

الانم دلتنگشم ولی نمیتونم بهش زنگ بزنم

چه دنیایه سختیه

سخته خیلی خیلی سخته

نمیدونم این حس من عاشقیه

من تا حالا عشق و تجربه نکرده بود

من همیشه فکر میکردم رابطه قبلیم عشق بوده

ولی الان میفهمم این با اون فرقش مثل زمین و آسمون میمونه

خدایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا ازت ممنونم که گذاشتی طمع عشق واقعی رو بچشم

واقعا ازت ممنونم

دیگه نمیتونم چیزی بنویسم

این بغضم داره دیوونم میکنه 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :

         من به غیر از تــــو نخواهم ، چه بدانی ، چه ندانی 

                           از درت روی نتــــــــابم ، چه بخوانی ، چه برانی                    

                                        دل من میل تـــــــو دارد ، چه بجوئی چه نجوئی                             

                            دیده ام جـای تــــو باشد ، چه بـمانی ، چه نـمانی                       

                              مـن کـه بیمار تـــــو هستم ، چه بپرسی چه نپرسی                    

              جان به راه تـــــــو سپارم ، چه بدانی ، چه ندانی

              میتوانی به همه عـمر ، دلم را  بفریبی

              ور بکوشی ز دل من بگریزی ، نتوانی

              دل من سوی تــــــو آید ، بزنی یا بپذیری

             بوســــه ات جان بفزایـد ، بدهی یـا بستانی

              جانی از بهر تـو دارم ، چه بخواهی چه نخواهی

                شعرم آهنگ تــو دارد ، چه بخوانی چه نخوانی





نوع مطلب :
برچسب ها :
پنجشنبه 11 اسفند 1390 :: نویسنده : دختر غــــــــــــــــــــــــــریب

سلام

یه چند روز نبودم

همه چی تو این چند روز خوبه خوب بود

دوشنبه ای با هم حرف زدیم

خیلی خیلی خوب بود

قضیه از اینجا شروع شد که من دوشنبه کلاس داشتم

صبح یه سر اومدم نت که ببینم چه خبره

که پیامشو دیدم

گفته بود که سرما خورده و تب لرزه شدید

وکار به بستری و سرم کشیده

واقعا ناراحتش شدم

دلم شور میزد که حالش بدتر نشده باشه

شارژم نداشتم که بهش اس بدم

اومدم که برم کلاس سر راه شارژ گرفتم و بهش زنگ زدم

داشتم از دلواپسی میمردم

یه زنگ

دو زنگ

سه زنگ

همینجور خورد که بالاخره قطع شد

عصبانی شدم آخه این بار 3 بود که زنگ میزدم جوابمو نمیداد

بهش اس دادم که دیگه بهت زنگ نمیزنم

حداقل بگو که حالت خوبه

خبری ازش نشد منم دیر رسیدمو استادمون اومده بود

سر کلاس بودم که اس داد گفت که سر کلاس بوده نمیتونسته جوابمو بده

حالا منم نمیتونستم جوابشو بدم

مداد دستم تخته شاسی رو پام استادم روبه روم داشت نگاه میکرد ببینه

چی کار میکنم

جاتون خالی یه اس ام اس دوتا سه تا

این استاده هم نمیدونم چرا فقط منو نگاه میکرد انگار کسی دیگه تو کلاس نبود

بالاخره صبرش به سر رسید و گفت که باشه قهر کن منم دیگه مزاحمت نمیشم شمارتم از تو گوشیم

پــــــــــــــــــــــــــــــــــــاک میکنم حالا فکر کن من چه حالی داشتم

در یک اقدام گاز انبری در لحظه ای که دوستم استاد و صدا میکرد که کارشو ببینه

بهش زنگ زدمو گفتم کلاسم

که استاد یه لحظه برگشتو منو گوشی به دست دید

جریمم کرد قرار 20طرح بزنم جلسه بعدی ببرم

بی خیال

از کلاس که اومدم بیرون بهش زنگ زدم سریع گوشی رو برداشت

اولین بار بود که باهاش حرف میزدم و صداشو میشنیدم

واااااااااااااااااااااااااااااای که صدایه قشنگی داشت

مخصوصا خندیدنش

وقتی میخندید نمیدونم چرا قند تو دلم اب میشد

دوست داشتم همش بخنده

اون روز خیلی بهم خوش گذشت

دوووووووووووووووووست دارم

یه دنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــیا

نمیدونم چرا هر کس بهم ابراز علاقه

میکنه یه دفعه دلم براش تنگ میشه

دوست دارم بهش بگم

امیدوارم این همه که بهش میگم

دوست دارم

براش تکراری نشه





نوع مطلب :
برچسب ها : درد و دل، درد، درددل، دردودل، دوست دارم، عاشقتم،

منتظر لحظه ای هستم

كه دستانت را بگیرم در چشمانت خیره شوم

" دوستت دارم" را بر لبانم جاری سازم

منتظر لحظه ای هستم

كه در كنارت بنشینم سر رو شونه هایت بگذارم

از عشق تو ...... از داشتن تواشك شوق ریزم

منتظر لحظه ی مقدسی هستم

كه تو را در آغوش بگیرم

بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم كنم

و با تمام وجود، قلبم و عشقم را به تو هدیه كنم

آری من تو را "عاشقانه دوستت دارم "

و عاشقانه "تو را می ستایم"

منتظر لحظه ای هستم که بر لبانت جاری شود "دوستت دارم"

 

برایه دانلود عکسایه میکس شده

همراه با آهنگ رویه

عکـــس زیر

کیـلیک

کنید

 





نوع مطلب :
برچسب ها : دانلود کلیپ ویدئو، دانلود، دانلود عکس، دانلود میکس عکس، دانلود میکس عکسایه عشقولانه، عشق، عکس عشقولانه، درد، درد و دل، دوست دارم، اشک، اشک شوق، مقدس، منتظر، کنارت، شونه هایت، چشمانت، دستانت، لحظه، دوستت دارم، لبانم، کنارت بنشینم، عشق تو، تمام وجود، قلبم، میستایمت، عاشقانه دوستت دارم، خاطرات، درد ودل،

 

همیشه از تو نوشتم از تو گفتم

 

از تو و احساست این اولین بار است

که میخواهم از خودم بنویسم

از خودم حرف بزنم از خودم و احساسم

من بی تو هیچم

من بی تو میمیرم

من عاشقانه دوستت دارم

من بهت وابسته شدم

من

من

 

دیشب شبه خوبی بود

کلی با هم حرف زدیم

ولی نمیدونم چرا همش فکر میکردم

یکی بین ماست

یکی که بد جور فکرمو مشغول کرده

نمیدونم

دیشب گفت یکی بهم پیشنهاد دوستی داده

ولی من قبول نکردم

واقعا ناراحت شدم دلم میخواست برم کله ی اونی

که این حرفو بهش زده بکنم

دوست داشتم هر چی دلم میخواست بهش میگفتم

ولی همشو ریختم تو دلمو لبخند زدمو

قضیه رو به شوخی گذروندم

شاید به خاطره این فکر میکردم

دیشب یکی بینه ما بود

دیر جوابمو میداد

نمیدونم

نمیدونم

شاید زیاد حساس شدم

آخ اگه یه روزی این نوشته هایه منو بخونه

نمیدونم میخنده میگه تو دیوونه ای

یا از دستم ناراحت میشه

ولی من فقط چیزایی رو که نمیتونم بهش بگم

یعنی دوست ندارم ناراحت بشه

اینجا مینویسم

تا یه کمی اروم بشم

همین





نوع مطلب :
برچسب ها : درد و دل، ارامش، درد، دل، حساس، رقیب، رغیب، دیوونه، خنده، دل خوشی، شبه خوبی بود،

دیدین بعضی وقتا یه حسی بهتون دست میده

نمیدونین حقیقته یا توهمه

نمیدونین باورش کنید یا نه خودتونو بزنید به اون راه

نمیدونین ازش بپرسین راحت بشین

یا نه اگه بپرسین همه چی خراب میشه

الان اون حس و دارم

نمیدونم چرا ولی فکر میکنم دوسم نداره

حس میکنم همه چیزا از رویه اجباره

با خودش رو در بایستی داره

آخه همه ی تماس هایه ما یه طرفست

تو یاهو این منم که میرم

تو اس ام اس این منم که اول بهش اس میدم

بعد اون جواب میده

تا حالا پیش قدم نشده

شایدم جواب دادنش از رویه اجباره

نمیدونم این فکرو خیالاست که داره دیوونم میکنه

فکر

فکر

فکر

همش کارم شده

نمیدونم شاید هنوز با خودش کنار نیومده

شاید هنوز نتونسته عشق اولشو فراموش کنه

شاید هنوز منو..................

شاید انقدر بهش گفتم دوسش دارم

دلش رو زدم

شاید تو منگنه قرارش دادم

شاید زیا بهش فشار آوردم

شاید...............................

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
دوشنبه 1 اسفند 1390 :: نویسنده : دختر غــــــــــــــــــــــــــریب

 

سلام

یه چند روز نبودم بدنم درد میکرد

اون شب که دلم هوایه بابامو کرده بود

همیجوری نشسته بودمو به دیوار زل زده بودم

از................ خبری نبود

اگه من یادش نکنم اون .....................

نشسته بودم که یه دفه زنگ زدن پسر خالم با همسرش بود

گفت پاشین بریم در بند حالا ساعت چنده

ساعت 9 شب

من که مثله فنر پریدم که برم آماده شم آخه از فکر و خیال خسته شده بودم

ولی مامانم مخالف بود

بالاخره هر جوری شد رفتنی شدیم

ساعت 10 یا 10:30 بود که رسیدیم

برف اومده بود و مسیر لغزنده

چند دفه لیز خوردم ولی داداشم دستمو گرفت

این پسر خالمم سرشو انداخته بود پایین و میرفت

فکر منه بد بخت نبود

بالاخره رسیدیم به جایی که میخواست و چایی خوردیم جایه قشنگی بود

موقع پایی اومدن پام لیز خوردو دیگه .....................................

خلاصه که تمام بدنم درد گرفته

وااااااااااااااااااااای یادم رفت بگم

نمیدونم کی و چه وقت گوشیم خود به خود شمارشو گرفته بود

ساعت تقریبا 1 بود که بهم اس داد که کاری داشتی زنگ زدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دو دستی زدم تو سرم نمیدونم کی شمارشو گرفته اصلا سابقه نداشته

گوشیم قفلش خیلی سخت باز میشه

نمیدونم ولی خوشبختانه میگفت میگفت خواب نبودم

حالا نمیدونم واقعا خواب نبوده یا به خاطره این که من ناراحت نشم گفت

هنوز فرصت نکردم ازش بپرسم

اون لحظه چه فکری کرده

فکر کن ساعت1 نصفه شب

آخ آخ آخ

خدا لعنتت کنه

حالا خدا کنه اون موقع که من لیز میخوردم وصل نشده باشه

با اون جیغایی که من زدم

ای واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای





نوع مطلب :
برچسب ها : جیغ، دردو دل، درد و دل، دردودل، درددل، درد دل،

با یک فنجان قهوه

قورت می دهم همه دلتنگیهایم را
 
و تلخ نوشته هایم را سر می كشم
 
لج كرده ام كه برایت بنویسم
 
گریه كنم
 
عاشقت بمانم
 
لج كرده ام دوستت داشته باشم
 
حتی اگر....................
 
گویا این فنجان قهوه هم با من لج کرده است
 
طعم شیرین دوست داشتن می دهد
 




نوع مطلب :
برچسب ها : عاشقت، دوستت، فنجان، قهوه، لج کرده ام، عاشقت میمانم، برایت بنویسم، گریه کنم، تلخ نوشته هایم، سر میکشم، قورت میدهم، دلتنگ، دلتنگیهایم، فنجان قهوه، درد، دردو دل، درد و دل،

سلام خوبین

بازم من اومدم

امروز روز خوبی داشتم

الحمدالله

خدا رو شکر امیدوارم تا آخرش خوب باشه

 

تا آخرش خوب نبود

امروز بد جور هوایه بابامو کرده بودم

دوست داشتم برم پیشش

باهاش حرف بزنم

درد و دل کنم

ولی نشد که نشد

هر کاری کردم که بریم نشد

دلم بد جوری براش تنگ شده بود

دوست دارم بابـــــــــــــــــــــــــا جونم

 





نوع مطلب :
برچسب ها : درد و دل، درد دل، درددل، خاطرات، خاطرات روزانه، خدارو شکر،


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :